|
مبانی چاپ: مركب چاپ روی پارچه و چاپ سیلک |
|
|
|
مركب چاپ روی پارچه این مقاله در مورد تحقیقات چاپ بر روی پارچه بحث میكند. روش DIP نوآوری جدید در صنعت چاپ بر روی پارچه میباشد و به منظور بدستآوردن نمونۀ چاپی بوجود آمده است. این روش در مورد چاپهای انبوه ارزانقیمت میباشد و كسانیكه میخواهند در این صنعت فعالیت كنند در ابتدا بایستی این روش چاپ را به كار برند.
برای پیدا كردن روشی كه پیشرفت در این صنعت را موجب میشود بایستی با مدیران ارشد در بسیاری از شركتهای معتبر مشورت شود. شركتهای تولیدكننده و توزیعكننده تجاری میتوانند مشاورههای مؤثری را در این زمینه ارائه دهند. این مشاورهها اغلب در مورد نوآوریهای ارتباطات تجاری و رابطۀ بین محصول ایدهآل و محصول موجود بازار میباشد.
1- مقدمه
بسیاری از نوآوریهای جدید باعث پیشرفت صنعت چاپ و بستهبندی شدهاند. در واقع نوآوریها و طرحهای جدید یك امر ضروری برای بدست آوردن برتری رقابتی میباشد. در هر حال بسیاری از تحقیقات انجام شده در این مورد باعث گسترش شبكههای تجاری شده است. این مقاله موانعی كه در این صنعت وجود دارد را به تصویر در میآورد. در آن بسیاری از نكات لازم برای پیشرفت صنعت چاپ پارچه به وضوح توضیح داده شده است. تكنولوژی مركبی در بسیاری از شركتهای چاپ و طراحی گرافیكی مورد نیاز است و هم اكنون این تكنولوژی در رابطه با چاپ پارچه مورد استفاده قرار میگیرد. با استفاده از این تكنولوژی چاپ میتوان در زمان و هزینه صرفهجویی كرد. بنابراین، تحقیقات در مورد صنعت DIP بسیار ضروری و راهگشا خواهد بود. شما در این مقاله همچنین با اصول كلی صنعت چاپ بر روی پارچه آشنا خواهید شد و اطلاعات بیشتری در مورد شبكۀ توزیع این صنعت بدست خواهید آورد. این مقاله تحقیقات نوآوریهای گوناگونی را در این صنعت در مراحل مختلف چاپ و بستهبندی به وجود خواهد آورد. یكی دیگر از مواردی كه در اینجا بیان میگردد این است كه نوآوریهای انجام شده باعث سودآوری در مقیاس وسیعی خواهد بود. در این مقاله نخست تاریخچۀ مختصر از صنعت چاپ پارچه ذكر خواهد گردید سپس روش DIP و كاربرد آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در ادامه بعضی از یافتههای علمی مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت.
نظریههای تئوری
آقای راجرز با در نظر گرفتن محصول نهایی چاپ، نوآوری و پیشرفت را یك ایده یا پدیده جدید مینامد. طبق نظر ایشان تكنولوژی به معنی پیشرفت در روشها و دستگاهها میباشد كه باعث گسترش توانمندیها و امكانات پیشرفته برای انسانها میشود.
با در نظر گرفتن محصول تولیدی و گروه متخصصین نوآوری را میتوان به سه گروه اصلی تقسیمبندی كرد. در گروه اول میتوان نوآوریهایی را ذكر كرد كه باعث ارتقاء كیفیت محصول میشوند. گروه دوم پیشرفتهایی خواهد بود كه در امكانات و دستگاهها بایستی به وجود آورد. گروه آخر راهحلهایی خواهد بود كه در سیستم مدیریت و كاركنان بایستی پدید آورد. هرچند این عوامل از لحاظ تئوری میتوانند جداگانه بررسی شوند ولی در عمل این گروهها بسیار با یكدیگر مرتبطاند. به منظور آشنایی بیشتر، نوآوری یا پیشرفت تئوری را میتوان به عنوان نوعی طراحی در نظر گرفت ولی از لحاظ عملی این طرحها با یكدیگر بسیار مرتبط هستند و تغییر در یك قسمت باعث تغییر در كل قسمتها خواهد شد.
-چاپ سیلک:
چاپ سیلکاسکرین یا «چاپ سیلک» روشی برای چاپ تصویر است. در این روش از پارچه با توری با سوراخهای بسیار ریز استفاده میشود. توری در قابی ثابت میشود. تصویر مورد نظر روی این توری نقش میشود. سپس بخشهایی از تصویر که نباید رنگ بخورد با مادهای مسدود کننده مانند موم پوشیده میشود. این قاب توری را در این حالت شابلون یا کلیشه مینامند. سپس مرکب چاپ یا رنگ را با فشار کاردک یا غلطک به سطح چاپ شونده منتقل میکنند. رنگ یا مرکب فقط از بخشهایی که مسدود نشده یه کاغذ یا سطح چاپ شونده منتقل میشود و تصویر روی آن ظاهر میگردد.
با این روش میتوان بر روی مواد مختلف چاپهای تکرنگ یا چندرنگ صورت داد. با سیلکاسکرین میتوان روی انواع مواد مانند پارچه و چینی و سرامیک و فلز و غیره تصویر چاپ کرد. با چاپ سیلک میتوان روی اجسام با شکلهای مدور و غیر مسطح نیز چاپ نمود که از این نظر در بین روشهای چاپی منحصر به فرد است. این نوع چاپ برای چاپ تبلیغی بر روی اشیای گوناگون مثل تقویم و سررسید و لیوان و کاغذ بکار میرود.
چاپ سیلکاسکرین، چاپ اسکرین یا سریگرافی، اسلوبی که بر روش تکثیر با استِنسیل مبتنی است. در این اسلوب از پارچه توری ظریف (اغلب ابریشم)، چون سطح تکیهگاهی برای ورقه استنسیل استفاده میشود. ورقه استنسیل را روی پارچه - که بر روی کلافی (چهارچوب) محکم شده - میچسبانند. مرکب غلیظ را با ابزاری تیغه مانند (اسکوییجی) بر سطح استنسیل میگسترانند، که از بخشهای نفوذپذیر توری به سطح دیگری در زیر کلاف میرسد. بدین ترتیب، نقش مورد نظر را میتوان با رنگهای مختلف بر روی سطوح مستوی یا غیر مستوی چاپ کرد. تصویر چاپ شده با این اسلوب اغلب دارای لبههای تیز است، گویی کاغذی رنگی را بریده و چسباندهایم. از این خاصیت توسط هنرمندان برای خلق آثار بدیع بکار رفته است. سیلکاسکرین و سریگراف به اثری اطلاق میشود که با این اسلوب تکثیر شده است.
این اسلوب توسط سَمیوئل سیمُن ابداع شد (1907) و نخست موارد استفاده تجاری و تبلیغاتی داشت. امروزه هم بصورت صنعتی و هم بصورت تکثیر هنری بکار میرود. در چاپ سیلکاسکرین صنعتی این تکنیک بیشتر برای چاپ روی پارچه و البسه، اجسام و بستههای پلاستیکی (پلی پروپیلن و پلی اتیلین)، CD و DVD، کاغذ و مقوا، سرامیک، شیشه، چوب، فلز و نظایر آن بکار میرود. در چاپ سیلک اسکرین هنری این روش بیشتر برای نوع بیان بصری خاص ناشی از اسلوب آن از سوی هنرمندان جهت تکثیر محدود و شمارهدار یک اثر هنری بکار گرفته شده و در نهایت همهٔ نسخهها به امضاء هنرمند میرسد.
Stencil:با الگو و نقشه رو انداختن،schablon(شابلون) این واژه در ارتباط نزدیک با واژه Mimeograph به معنی تکثیر کردن و ماشین تکثیر است. و اما Silk Screening که نامی قدیمتر است برای Serigraphy که امروزه متداول میباشد.آن نام قدیم تر برای زمانی است که واقعا از ابریشم استفاده میکردند.حالا از موادی چون Polyester یا Nylon بهره میبرند.هر چند Seri که ریشه لاتین دارد یعنی ابریشم. این روش به کار گیری ابریشم 25 سده پیش ازمیلاد در یونان و مصر نیز سابقه داشته است و Samuel Simon در آغاز سده بیستم در منچستر در چاپ آنگونه که نوشته شده است،از آن بهره بردو حتی پس از وی در سنفرانسیسکو John Pilsworth این روش را گسترش داد و به گونه تمام رنگی درآوردو آن screen printing خوانده شد. خمیر مایه اصلی تکنیک Silk Screening که از تکنیک های Graphic Design است از تکنیک عکاسی گرفته شده است. عکاسی و گرافیک با هم ارتباط تنگاتنگی دارند.
اندی وارهول/ Andy Warhol از جمله هنرمندان شاخصی است که از این روش برای خلق آثارش به وفور استفاده کرده است. "مشهورترین و جنجالی ترین هنرمند پاپ در امریکا اندی وارهول (1928-87) است که تجربیات هنری اش بسیار فراتر از مرزهای رایج و متعارف هنر نقاشی می رود. طرز تلقی اندی وارهول نسبت به مفهوم شخصیت بسیار مبهم به نظر می رسد. او از سویی هنرپیشه های فیلم خود را فوق ستاره می نامید و از سویی دیگر معتقد بود که وی تنها یک ماشین بوده و آنچه را که ساخته نه یک تابلوی نقاشی، بلکه صرفا یک محصول صنعتی است."1 "او با توجه به ابژهگشتهگی ِجدید که براساس ِارزش ِبازار اقامه میشود و جامعهی مبتذل ِسوداگر سرمایهداری را به تهدیدی خطیر برای هنر مبدل میسازد، درعوض ِدفاع از وضع ِسنتی ِاثر هنری، ابژهگشتهگی ِمطلق را به پیش میکشد. از آن جا که ارزش زیباییشناختی به جای آن طفرهرفتن از بیگانگی، بیگانگی از کالا را به خطر میاندازد، هنر باید در چنین بیگانگیای پیش رود و جنگ با کالا و کالاییشدن را با بهرهگیری از همان سازوبرگی که خود کالا به آن واگذار میکند سامان دهد. هنر باید مسیر ِگریزناپذیر ِبیتفاوتی و بیاثری و همترازی ِکالایی را پی گیرد واز این طریق اثر ِهنری را چونان کالایی مطلق برسازد. در مواجهه با چالش ِمدرن ِکالاییشدن، هنر نباید رستگاری ِخود را در آشیانهی نفی ِانتقادی بجوید (چراکه آن وقت هنر به هنر-برای-هنر تبدیل میشود، به آینهی مضحک و بیتوشوتوان ِسرمایهداری که بیدرنگ کیفیت ِچارهناپذیر ِکالا را به خود میپذیرد)، هنر باید در انتزاع فرمال و بتواره، در فانتزی ِارزش ِمبادله غرق شود تا کالاگشتهگیاش را در مرزهایی ورای کالاها و ارزش مصرفی محقق سازد و با رادیکالکردن ِارزش مبادلهای از آن بگریزد.
|